خرید بک لینک

من یازده سالم بود که اولین وبلاگم را ساختم. یعنی حدود سال ۸۶. حرف زیادی برای نوشتن نداشتم... جهانم بکر و تازه و کوچک بود. اما با ولع نوشتههای دیگران را میخواندم و جهانم بزرگتر میشد. خوشحالم که در آن دوران اینستاگرام و .. نبود و فقط کلمات بودند که ما را به هم وصل میکردند. آن سالها وبلاگهایی را میدیدم که آرشیوی ده بیست ساله دارند. یعنی بیشتر از عمر من! به نظرم عجیب و نشدنی و رمزآلود میرسید. ده سال نوشتن... ده سال شرح زندگی دادن. از همان سالها شروع به روزانه نویسی در دفترهای شخصی ام کردم. عادتی که متاسفانه در ابتدای جوانی کنار گذاشتمش. 

وبلاگ 1 از اولین وبلاگهایی بود که می خواندم، برایم الهام بخش بود. پر از شور زندگی. 

امروز در کانال تلگرامی ایرمان خواندم که عمر نوشتنش با نام ایرمان به ۱۹ سال رسیده. هنوز هم این عدد به نظرم عجیب و جادویی است...

فرانهی عزیز راه ارتباطیای با تو ندارم،  اما میدانم که گاهی اینجا را میخوانی. 

خواستم از تو تشکر کنم چون جز اولین کسانی بودی که مرا به دنیای پر از جادوی کلمات وبلاگها باز کردی. خوشحالم که لحظات زندگی ات را کلمه کردی و از کیلومترها دورتر با من و دیگران به اشتراک گذاشتی. 

و خواستم بگویم که بنویسی! بیشتر بنویسی! 

لطفا!

نوشته شده در شنبه بیست و سوم بهمن ۱۴۰۰ساعت 23:55 توسط ماوی| |

برچسب: نویسنده: هلیا محمدی تاريخ: يکشنبه 24 بهمن 1400 ساعت: 21:13

صفحه بندی