بار دیگه، تنهایی رو انتخاب کردم... حتی با وجود اینکه دیگه مثل سابق عاشق تنهایی نیستم و حتی ازش میترسم... از همیشه تنها موندن.
با اینهمه دوباره تنهایی انتخابم شد...
کاش دل سپردن انقدر سخت نبود برام. و کاش کسی بود که روشنم میکرد تو زندگی چی برام خوبه چی بد. گیجم و متوجه نمی شم...
نوشته شده در جمعه بیست و ششم خرداد ۱۴۰۲ساعت 12:33 توسط ماوی| |
برچسب:
نویسنده: هلیا محمدی